روزگار غريبيه:
دهقان فداكار پير شده.
چوپان دروغگو عزيز شده.
شنگولو منگول گرگ شدن
كوكب خانم حوصله مهمون نداره
كبري دماغشو عمل كرده
زاغ و روباه دستشون تو يك كاسه اس.
حسنك گوسفنداشو ولكرده تو شركت ابدارچي شده.
آرش كمانگير معتاد شده.
شيرين.خسرو و فرهاد رو پيچونده با دوست پسرش رفته اسكي.
رستم اسبش رو فروخته موتور خريده
وبااسقديار ميرن كيف قاپي.
راستي تو در چه حالي!؟
نظرات شما عزیزان:
نوشته شده در شنبه 10 دی 1390برچسب:, ساعت
17:34 توسط مهشید| نظر بدهيد |
Power By:
LoxBlog.Com |